غزل شمارهٔ ۶۲ : جانا ز ناتوانی از خویشتن به جانم
غزل شمارهٔ ۷۸ : شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
غزل شمارهٔ ۶۳ : دل من ز بیقراری چو سخن به یار گویم
غزل شمارهٔ ۷۹ : چو نی نالدم استخوان از جدایی
غزل شمارهٔ ۶۴ : گه ره دیر و گهی راه حرم میپویم
غزل شمارهٔ ۸۰ : روز و شب خون جگر میخورم از درد جدایی
غزل شمارهٔ ۶۵ : با چشم تو گهی که به رویت نظر کنم
غزل شمارهٔ ۶۶ : هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان
غزل شمارهٔ ۶۷ : گواهی دهد چهرهٔ زرد من
غزل شمارهٔ ۶۸ : بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان