غزل شمارهٔ ۷۵ : مهر رخسار و مه جبین شدهای
غزل شمارهٔ ۷۶ : رفتی و دارم ای پسر بی تو دل شکستهای
غزل شمارهٔ ۶۱ : گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم
غزل شمارهٔ ۷۷ : چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
غزل شمارهٔ ۶۲ : جانا ز ناتوانی از خویشتن به جانم
غزل شمارهٔ ۷۸ : شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
غزل شمارهٔ ۶۳ : دل من ز بیقراری چو سخن به یار گویم
غزل شمارهٔ ۷۹ : چو نی نالدم استخوان از جدایی
غزل شمارهٔ ۶۴ : گه ره دیر و گهی راه حرم میپویم
غزل شمارهٔ ۸۰ : روز و شب خون جگر میخورم از درد جدایی