غزل شمارهٔ ۶۴ : گه ره دیر و گهی راه حرم میپویم
غزل شمارهٔ ۸۰ : روز و شب خون جگر میخورم از درد جدایی
غزل شمارهٔ ۶۵ : با چشم تو گهی که به رویت نظر کنم
غزل شمارهٔ ۶۶ : هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان
غزل شمارهٔ ۶۷ : گواهی دهد چهرهٔ زرد من
غزل شمارهٔ ۶۸ : بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان
غزل شمارهٔ ۶۹ : به یک نظاره چون داخل شدی در بزم میخواران
غزل شمارهٔ ۷۰ : آن کمان ابرو کند چون میل تیرانداختن
غزل شمارهٔ ۷۱ : منم آن رند قدح نوش که از کهنه و نو
غزل شمارهٔ ۷۲ : گردد کسی کی کامیاب از وصل یاری همچو تو