غزل شمارهٔ ۷۰۳ : ساقیا، خیز و یک دو جام بده
غزل شمارهٔ ۷۱۹ : نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده
غزل شمارهٔ ۷۰۴ : کام دل تنگ از آن تنگ دهانم بده
غزل شمارهٔ ۷۲۰ : مینالم ازین کار به سامان نرسیده
غزل شمارهٔ ۷۰۵ : یا به نزد خویشتن راهم بده
غزل شمارهٔ ۷۰۶ : شب شد، به مستان اندکی تریاک بیداری بده
غزل شمارهٔ ۷۰۷ : ای فراق تو مرا عقل و بصارت برده
غزل شمارهٔ ۷۰۸ : چیست آن شهریار در پرده؟
غزل شمارهٔ ۷۰۹ : دلی میباید اندر عشق جان را وقف غم کرده
غزل شمارهٔ ۷۱۰ : خیز و کار رفتنت را ساز ده