غزل شمارهٔ ۳۳ : دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید
غزل شمارهٔ ۳۴ : نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد
غزل شمارهٔ ۳۵ : داغ عشق تو نهان در دل و جان خواهد ماند
غزل شمارهٔ ۳۶ : گفتم که چاره غم هجران شود نشد
غزل شمارهٔ ۲۱ : لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است
غزل شمارهٔ ۳۷ : گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد
غزل شمارهٔ ۲۲ : ای باده ز خون من به جامت
غزل شمارهٔ ۳۸ : به ره او چه غم آن را که ز جان میگذرد
غزل شمارهٔ ۲۳ : گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت
غزل شمارهٔ ۳۹ : دل عشاق روا نیست که دلبر شکند