غزل شمارهٔ ۴۱ : شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید
غزل شمارهٔ ۵۷ : شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم
غزل شمارهٔ ۴۲ : امروز ما را گر کشی بیجرم از ما بگذرد
غزل شمارهٔ ۵۸ : بیمهری اگر چه بیوفا هم
غزل شمارهٔ ۴۳ : گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
غزل شمارهٔ ۵۹ : مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتم
غزل شمارهٔ ۴۴ : تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
غزل شمارهٔ ۶۰ : ای گمشده دل کجات جویم
غزل شمارهٔ ۴۵ : گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
غزل شمارهٔ ۴۶ : بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز