شمارهٔ ۹۰ : اول خلل ای خواجه ترا در امل آید
شمارهٔ ۹۱ : ای بس که نباشی تو و ای بس که درین چرخ
شمارهٔ ۹۲ : کسی را که سر حقیقت عیان شد
شمارهٔ ۹۳ : عاشق دیندار باید تا که درد دین کشد
شمارهٔ ۹۴ : گر سنایی دم زند آتش درین عالم زند
شمارهٔ ۷۹ : ای صدر اجل قوام دولت
شمارهٔ ۸۰ : اگر معمار جاه او نباشد
شمارهٔ ۸۱ : عزیز عمر چنان مگذران که آخر کار
شمارهٔ ۸۲ : با بقای پدر پسر ناید
شمارهٔ ۸۳ : مبر تو رنج که روزی به رنج نفزاید