شمارهٔ ۵۸ : شکر ایزد را که تا من بودهام
شمارهٔ ۵۹ : آنچه دی کرد به من آن پسر سر گرغر
شمارهٔ ۶۰ : آنکه تدبیر ظفر گستر او گر خواهد
شمارهٔ ۶۱ : با سنایی سره بود او چو یکی دانگ نداشت
شمارهٔ ۶۲ – در جواب هجای یکی از معاندان : سرخ گویی همیشه غر باشد
شمارهٔ ۴۸ : خواجه در غم من ار گفت که چون بیخردان
شمارهٔ ۴۹ : چه ممسکی که ز جود تو قطرهای نچکد
شمارهٔ ۵۰ : سرشگی کز غم معشوق بارم
شمارهٔ ۵۱ : ای که از بهر خدمت در تو
شمارهٔ ۵۲ : ای خواجه اگر قامت اقبال تو امروز