شمارهٔ ۱۰۱ : ترنج بیدار اندر شده به خواب گران
شمارهٔ ۸۶ : بیا، دل و جان را به خداوند سپاریم
شمارهٔ ۱۰۲ : با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
شمارهٔ ۸۷ : بل تا خوریم باده، که مستانیم
شمارهٔ ۸۸ : هست بر خواجه پیچیده رفتن
شمارهٔ ۸۹ – مادر می : مادر می را بکرد باید قربان
شمارهٔ ۹۰ : هان! صائم نوالهٔ این سفله میزبان
شمارهٔ ۹۱ : شاهی، که به روز رزم از رادی
شمارهٔ ۹۲ : یاد کن: زیرت اندرون تن شوی
شمارهٔ ۹۳ : یخچه میبارید از ابر سیاه