شمارهٔ ۱۶۵ – آرمان شاعر : برخیزم و زندگی ز سر گیرم
شمارهٔ ۱۶۶ – شکوه از بخت : غم زمانه به سختی گرفته دامانم
شمارهٔ ۱۶۷ – بث الشکوی : تا بر زبر ری است جولانم
شمارهٔ ۱۶۸ – گو نکنم : دل من، شرح غم یار مکن گو نکنم
شمارهٔ ۱۶۹ – فتنههای آشکار : فتنهها آشکار میبینم
شمارهٔ ۱۷۰ – شب پائیز : روز بگذشت و شب تیره بگستردادیم
شمارهٔ ۱۷۱ – تغزل : زلفت از مشگ، خط آراید بر صفحهٔ سیم
شمارهٔ ۱۴۰ – خیانت : آن را که نگون است رایتش
شمارهٔ ۱۵۶ – خزانیه : پاییز به رغم نیّر اعظم
شمارهٔ ۱۴۱ – تغزل : بربوده دلم چشم پر فنش