شمارهٔ ۷۱ – چه باید کرد؟ : ترک ملک عجم ببایدکرد
شمارهٔ ۷۲ – جواب قصیدهٔ ادیبالممالک (در حادثه شکستن دست بهار)هم : شکست دستی کز خامه بینگار آورد
شمارهٔ ۷۳ – : ز رنج دستم گر آسمان نزار آورد
شمارهٔ ۵۸ – در صفت شب و منقبت علی (ع) : شب برکشید رایت اسود
شمارهٔ ۷۴ – زن شعر خداست : خانم آن نیست که جانانه و دلبر باشد
شمارهٔ ۵۹ – نوید پیک : اگرکه پشت من از بار حادثات خمید
شمارهٔ ۷۵ – یک صفحه از تاریخ : جرم خورشید چوازحوت به برج بره شد
شمارهٔ ۴۴ – مرغ خموش : یک مرغ سر به زیر پر اندر کشیده است
شمارهٔ ۴۵ – که ورزندگی مایهٔ زندگی است : تن زنده والا به ورزندگی است
شمارهٔ ۴۶ – منقبت سیدالشداء (ع) : «دل آن ترک نه اندر خور سبمبنبر اوست