شمارهٔ ۴۷ – یکی هست و دو تا نیست : گویند حکیمان که پس ازمرگ، بقا نیست
شمارهٔ ۴۸ – پردهٔ سینما : غم مخور ای دل که جهان را قرار نیست
شمارهٔ ۴۹ – جمال طبیعت : جهان جز که نقش جهاندار نیست
شمارهٔ ۵۰ – یا مرگ یا تجدد : هرکو در اضطراب وطن نیست
شمارهٔ ۵۱ – هشدر به اروپا : در مسیل مسکنت خفتیم و چندی برگذشت
شمارهٔ ۵۲ – ضیمران : ضیمرانی در بن بید معلق جاگرفت
شمارهٔ ۵۳ – انگشتری : تا لب جانان ز تنگی شکل انگشتر گرفت
شمارهٔ ۳۸ – ره راست : تا شدم خویگر به رفتن راست
شمارهٔ ۵۴ – نوش جانت : ای محمدخان به دژبانی فتادی، نوش جانت
شمارهٔ ۳۹ – دست شکسته : بشکست گرم دست چه غم؟ کار درست است