قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ – وله بردالله مضجعه : کردم اندیشه تاکنون باری
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ – وله بردالله مضجعه : زنهار خوارگان را زنهار خوار دار
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ – وله رحمةالله علیه : میان کار فروبند و کار راه بساز
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ – وله فیالمناجات : گر گناهی کردم و دارم، خداوندا، ببخش
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ – وله بردالله مضجعه : چو دیده کرد نظر، دل دراوفتاد چو دل
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ – وله روحالله روحه : بر آستان در او کسی که راهش هست
قصیدهٔ شمارهٔ ۹ – وله فیطلب الحقایق : این چرخ گرد گرد کواکب نگار چیست؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ – وله ایضا نورالله قبره : مستان خواب را خبری از وصال نیست
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ – وله علیه الرحمه : نگفتمت که: منه دل برین خراب آباد؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ – وله فیتقلب الاحوال : بس که بعد از تو خزانی و بهاری باشد