شمارهٔ ۴۲۹ : رخسار تو با خط سیه کار چه سازد؟
شمارهٔ ۴۳۰ : می بی خبر از نرگس شهلای تو ریزد
شمارهٔ ۴۳۱ : از دیده حیرت زده چون آب نریزد؟
شمارهٔ ۴۱۷ : تا عشق هست ناله به فریاد می رسد
شمارهٔ ۴۱۸ : جان چون کمال یافت به جانانه می رسد
شمارهٔ ۴۱۹ : از بس ادب که یافت دل ما ادیب شد
شمارهٔ ۴۲۰ : آخر غبار خط تو گرد کساد شد
شمارهٔ ۴۲۱ : خالش بلای جان ز خط مشکبار شد
شمارهٔ ۴۲۲ : بال و پر محیط ز موج آشکاره شد
شمارهٔ ۴۲۳ : آثار عشق در دل چون سنگ من نماند