شمارهٔ ۳۳۳ : مصر روشن ز جمال مه کنعان نشود
شمارهٔ ۳۳۴ : رام عاشق نشدن، کام زلیخا دادن
شمارهٔ ۳۳۵ : سخنی کز دهن تنگ تو برمی آید
شمارهٔ ۳۲۰ : نمک لعل تو کی چشمه حیوان دارد؟
شمارهٔ ۳۲۱ : اشک ما آتش حل کرده به دامن دارد
شمارهٔ ۳۲۲ : چمن خلد کی این لاله و نسرین دارد؟
شمارهٔ ۳۲۳ : با رخت آینه خوش عیش تمامی دارد
شمارهٔ ۳۲۴ : خنک آن دل که ز وسواس تمنا گذرد
شمارهٔ ۳۲۵ : رهنوردی که مدارش به توکل گذرد
شمارهٔ ۳۲۶ : داغم از خنده بیهوده خود، می ترسم