شمارهٔ ۳۴۴ : لبش به ظاهر اگر حرف شکرین دارد
شمارهٔ ۳۴۵ : شراب روز دل لاله را سیه دارد
شمارهٔ ۳۴۶ : ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد
شمارهٔ ۳۳۶ : خون به جوشم ز خط غالیه گون می آید
شمارهٔ ۳۲۷ : قطع امید ازان زلف دوتا نتوان کرد
شمارهٔ ۳۲۸ : برو ای غیر به ما داغ محبت مفروش
شمارهٔ ۳۲۹ : هر که شبها ز سر زانوی خود بالین کرد
شمارهٔ ۳۳۰ : هر کجا از خط سبز تو سخن می خیزد
شمارهٔ ۳۳۱ : مرغ من در بغل بیضه هم آزاد نبود
شمارهٔ ۳۳۲ : نکشم ناز بتی را که جفاجو نبود