شمارهٔ ۳۱۴ : عیب در چشم و دل پاک هنر می گردد
شمارهٔ ۳۱۵ : شبنم از روی لطیف تو نظر می دزدد
شمارهٔ ۳۱۶ : بوی گل مژده آشوب جنون می آرد
شمارهٔ ۳۰۴ : ز سبزی گر برون گردون مینارنگ می آید
شمارهٔ ۳۰۵ : به لب از شوق صدره بیش جان نامه می آید
شمارهٔ ۳۰۶ : مگر پروانه حرفی از کنار و بوس می گوید؟
شمارهٔ ۲۹۷ : دل سودایی من یار را اغیار می داند
شمارهٔ ۲۹۸ : گرفتار محبت دوست از دشمن نمی داند
شمارهٔ ۲۹۹ : دلم در سینه درس ناله مستانه می خواند
شمارهٔ ۳۰۰ : حجاب بی زبانم رخصت گفتار می خواهد