شمارهٔ ۱۵۳ : ما را بهشت نقد، تماشای دلبرست
شمارهٔ ۱۵۴ : چون غنچه گر زبان تو با دل موافق است
شمارهٔ ۱۵۵ : موج خطر سفینه اهل توکل است
شمارهٔ ۱۴۳ : زلف مشکین تو سر در دامن محشر نهاد
شمارهٔ ۱۴۴ : سرو را از جلوه مستانه از جا می برد
شمارهٔ ۱۴۵ : عقل را از مغز بیرون داغ سودا می برد
شمارهٔ ۱۳۶ : ای دل بی درد، آزادی بس است
شمارهٔ ۱۳۷ : در چشم پاکبازان آن دلنواز پیداست
شمارهٔ ۱۳۸ : سرکشم ز ابر بهاری گذشته است
شمارهٔ ۱۳۹ : غم پوشش برونم را گرفته است