شمارهٔ ۱۵۶ : یعقوب بد نکرد که در هجر چشم باخت
شمارهٔ ۱۵۷ : امروز حسن خط به رخ او مسلم است
شمارهٔ ۱۵۸ : نرمی حصار عافیت جان روشن است
شمارهٔ ۱۴۶ : قسم به شمع تجلی که پرتوش ازلی است
شمارهٔ ۱۴۷ : ترا که برق بلا خوشه چین خرمن نیست
شمارهٔ ۱۴۸ : خیال طره او در دل خراب گذشت
شمارهٔ ۱۴۹ : مرا به نیم تبسم خراب کرد و گذشت
شمارهٔ ۱۵۰ : ترخنده از عرق به می ناب زد رخت
شمارهٔ ۱۵۱ : هستی نماند و در سر پوچ آرزو بجاست
شمارهٔ ۱۵۲ : ز اهل سخن مپرس مقام سخن کجاست