شمارهٔ ۱۳۴ : هر کس طمع روی دل از مردم خس داشت
شمارهٔ ۱۳۵ : زاهدان را گوشه خلوت بس است
شمارهٔ ۱۲۶ : حیرتکده چشم مرا خواب ندیده است
شمارهٔ ۱۱۶ : ترا که پنبه گوش شعور سیماب است
شمارهٔ ۱۱۷ : زبان شانه درازست بر سر عالم
شمارهٔ ۱۱۸ : دل آرمیده بود گفتگو چو هموارست
شمارهٔ ۱۱۹ : ستاره سحر عشق چشم بیدارست
شمارهٔ ۱۲۰ : ترا که خط بناگوش ابجد نازست
شمارهٔ ۱۲۱ : کلام تلخ جبینان حلاوت آمیزست
شمارهٔ ۱۲۲ : تبسمی که دهد یار ازان دهن جان است