شمارهٔ ۱۲۳ : سخن بلند چو گردد به وحی مقرون است
شمارهٔ ۱۲۴ : ز ناله ام در و بام قفس نگارین است
شمارهٔ ۱۲۵ : هزار گرگ هوس در کمین عصمت توست
شمارهٔ ۱۱۱ : جوش سودا ز سرم عقل گرانبار گرفت
شمارهٔ ۱۱۲ : دل به منت ز من آن یار جفاکیش گرفت
شمارهٔ ۱۱۳ : (دلم ز سینه به آن زلف تابدار گریخت
شمارهٔ ۱۱۴ : مرا گشایش خاطر ز دامگاه بلاست
شمارهٔ ۱۱۵ : سیاه روی کتاب از ورق شماری ماست
شمارهٔ ۱۰۶ : یک سر زلف تو در چین و یکی ماچین است
شمارهٔ ۱۰۷ : روزگاری است که پایم ز چمن کوتاه است