نشان آزادگی : به سوزنی ز ره شکوه گفت پیرهنی
نغمهٔ خوشهچین : از درد پای، پیرزنی ناله کرد زار
نغمهٔ رفوگر : شب شد و پیر رفوگر ناله کرد
نغمهٔ صبح : صبح آمد و مرغ صبحگاهی
نکتهای چند : هر که با پاکدلان، صبح و مسائی دارد
لطف حق : مادر موسی، چو موسی را به نیل
نکوهش بیجا : سیر، یک روز طعنه زد به پیاز
مادر دوراندیش : با مرغکان خویش، چنین گفت ماکیان
نکوهش بیخبران : همای دید سوی ماکیان بقلعه و گفت
مرغ زیرک : یکی مرغ زیرک، ز کوتاه بامی