نکوهش نکوهیده : جعل پیر گفت با انگشت
مست و هشیار : محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
نوروز : سپیدهدم، نسیمی روح پرور
گل پژمرده : صبحدم، صاحبدلی در گلشنی
گل پنهان : نهفت چهره گلی زیر برگ و بلبل گفت
گل خودرو : بطرف گلشنی، در نوبهاری
گل سرخ : گل سرخ، روزی ز گرما فسرد
گل و خار : در باغ، وقت صبح چنین گفت گل به خار
گل و خاک : صبحدم، تازه گلی خودبین گفت
گل و شبنم : گلی، خندید در باغی سحرگاه