شمارهٔ ۲۱۸ : من در عدم از جود تو موجود شدم
شمارهٔ ۲۰۳ : ای بدر شده من از غمان تو هلال
شمارهٔ ۲۱۹ : ای طبع بده ور ندهی بستانم
شمارهٔ ۲۰۴ : ای کلک ملک وصف تو گویم همه سال
شمارهٔ ۲۲۰ : ای غمزه تو کآشفته بنیاد دلم
شمارهٔ ۲۰۵ : عیبم که ز من زمانی ای مشکین خال
شمارهٔ ۲۰۶ : دل می ندهد که از تو بردارم دل
شمارهٔ ۱۹۱ : ای سود و زیان عمر فرسوده بترس
شمارهٔ ۱۹۲ : ای یار چو صبر هیچ یاری مشناس
شمارهٔ ۱۹۳ : از بخشش دست من ز سیم و زر پرس