شمارهٔ ۱۹۴ : مسعود که بود سعد سلمان پدرش
شمارهٔ ۱۹۵ : مسعود که بود سعد سلمان پدرش
شمارهٔ ۱۹۶ : تا از من می جهی چو دود از آتش
شمارهٔ ۱۸۱ : از سنگم یا ز چیستم جان پدر
شمارهٔ ۱۹۷ : معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمع
شمارهٔ ۱۸۲ : بر مرگ تو چون نمویم ای جان پدر
شمارهٔ ۱۹۸ : آتش به سرم همی فرو ریزد عشق
شمارهٔ ۱۸۳ : می گویمت ای سعادت ای نیک پسر
شمارهٔ ۱۹۹ : ای چرخ مدور خسیس بی باک
شمارهٔ ۱۸۴ : در غور فلک تعبیه ای ساخت چو ابر