شمارهٔ ۲۰۰ : گردون نکشد کمال مسعود ملک
شمارهٔ ۱۸۵ : گویی که هوا به زیر گردست امروز
شمارهٔ ۱۸۶ : عشقت کشتم که غم درودم شب و روز
شمارهٔ ۱۸۷ : ای فقر بخاست روز بازار تو خیز
شمارهٔ ۱۸۸ : ای شاه علاء دولت ملک افروز
شمارهٔ ۱۸۹ : چرخ از دم کون برنمی گردد باز
شمارهٔ ۱۹۰ : خورشید رخا وصل تو جویم همه روز
شمارهٔ ۱۷۵ : اندیشه مکن به کارها در بسیار
شمارهٔ ۱۷۶ : ای مهر تو چون چهار طبع اندر خور
شمارهٔ ۱۶۱ : سلطان ملک است در دل سلطان نور