شمارهٔ ۱۳۸ : گر خون نشود قوت جانم که دهد
شمارهٔ ۱۲۳ : گردون شرف و جاه در انگشت تو دید
شمارهٔ ۱۳۹ : اندر ریشم همه خسک پاک برید
شمارهٔ ۱۲۴ : شاها ملکا جهان به فرمان تو باد
شمارهٔ ۱۴۰ : ترسم ما را ستارگان چشم کنند
شمارهٔ ۱۲۵ : آنی که جهانی ز تو سامان گیرد
شمارهٔ ۱۲۶ : بورشد رشید کز فلک ماه آورد
شمارهٔ ۱۱۱ : دل بیش کشد رنج چو دلبر دو شود
شمارهٔ ۱۱۲ : دوشم چو شب از بنفشه رویی ننمود
شمارهٔ ۱۱۳ : چون غنچه رهی راز تو در دل دارد