شمارهٔ ۵۸ : در ماه چه روشنی که در روی تو نیست
شمارهٔ ۴۳ : دوشم همه شب چنگ چو شمشیر بخست
شمارهٔ ۵۹ : در فرقت آن کس که تن و جان تو اوست
شمارهٔ ۴۴ : بر جان منت جان رهی فرمانست
شمارهٔ ۶۰ : از چرخ چو بر تو مهر فرزندی نیست
شمارهٔ ۴۵ : ای آنکه مرا قبله وثاق تو بسست
شمارهٔ ۴۶ : وصلش شادیست وز پسش زود غم است
شمارهٔ ۳۱ : ساقی که به دست من دهد جام شراب
شمارهٔ ۳۲ : چون همت تو به حال من مقرونست
شمارهٔ ۳۳ : اول ز پی وصال روح افزایت