شمارهٔ ۳۳۲ : تا گوهر ذات تو نهان زیر زمین شد
شمارهٔ ۳۳۳ : می خورد و فروزان شد و از شرم برآمد
شمارهٔ ۳۳۵ : طول امر از دل چه خیال است برآید؟
شمارهٔ ۳۳۶ : زنگ از دل ما آن خط شبرنگ زداید
شمارهٔ ۳۳۷ : خط در دل روشن گهران مهر فزاید
شمارهٔ ۳۲۱ : در حفظ آن کسی که ز می بی خبر شود
شمارهٔ ۳۲۲ : بیداد آسمان چه خیال است کم شود
شمارهٔ ۳۲۳ : از باده چون عقیق تو سیراب می شود
شمارهٔ ۳۲۴ : از خود گسسته، بار به دنیا نمی شود
شمارهٔ ۳۲۵ : از بانگ نی دلی که جراحت نمی شود