شمارهٔ ۲۹۵ : اگر نه اشک مرادست بر گلو گیرد
شمارهٔ ۲۹۶ : همین ز می نه رخ بزم ها نگارین شد
شمارهٔ ۲۹۷ : ز آفتاب شود خشک خط چو تر باشد
شمارهٔ ۲۹۸ : خدنگ بی غرضان را خطا نمی باشد
شمارهٔ ۲۹۹ : ز پیچ و تاب در دل به ما فراز نشد
شمارهٔ ۲۸۹ : دل سودازده داغ تو به افسر ندهد
شمارهٔ ۲۸۰ : اهل بازار ز زهاد به انصافترند
شمارهٔ ۲۸۱ : پیش سایل چه ضرورست بپا برخیزند؟
شمارهٔ ۲۸۲ : گر مصور قلم از موی میان تو کند
شمارهٔ ۲۸۳ : اول و آخر الله ازان آه بود