شمارهٔ ۲۸۴ : از حیات آنچه ترا صرف به طاعات شود
شمارهٔ ۲۸۵ : حسن اگر بدرقه شعله آواز شود
شمارهٔ ۲۸۶ : گر چنین جلوه گر آن سرو قباپوش شود
شمارهٔ ۲۸۷ : زود از خنده بی مغز دهن بسته شود
شمارهٔ ۲۸۸ : یوسف از دیدن رخسار تو خودبین نشود
شمارهٔ ۲۷۳ : چون فروزان ز می آن آینه طلعت گردد
شمارهٔ ۲۷۴ : سر ما گرم ز زور می بی غش گردد
شمارهٔ ۲۷۵ : صحبت مردم افسرده سکون می آرد
شمارهٔ ۲۷۶ : صبح وصل است و مرا حال چنین می گذرد
شمارهٔ ۲۷۷ : طفل محبوبم اگر رخ ز شراب افروزد