شمارهٔ ۴۹۳ : پریزادی است دست آموز زلف مشکبار او
شمارهٔ ۴۹۴ : یکی صد شد ز خط کیفیت چشم خراب تو
شمارهٔ ۴۹۵ : کجا سرپنجه خورشید گیرد جای دست تو؟
شمارهٔ ۴۹۶ : شکر را نی به ناخن می کند دشنام تلخ تو
شمارهٔ ۴۹۷ : سرونازی که منم محو رخ انور او
شمارهٔ ۴۸۲ : شانه در خط معنبر ای صنم داخل مکن
شمارهٔ ۴۸۳ : در تلاش آفرین افکار خود رنگین مکن
شمارهٔ ۴۸۴ : فارغ است از دیو مردم خاطر آزاد من
شمارهٔ ۴۸۵ : در جوهر نهفته من سرسری مبین
شمارهٔ ۴۸۶ : به هیچ جا نرسد زهد خشک صومعه داران