بیان سر لو کشف نمودن علی علیه السلام و به عین الیقین، عالم بعلوم آن بودن : آن امیری کو بود در راه حق
ترغیب نمودن طالبان براه حق و بیان مستی و شور کردن، وظهور ولایت ولی را در هر نشأه بازنمودن، و شرح حال خود بر آن افزودن : شو مطیع مصطفی و مرتضی
تمثیل در فرستادن عقل و حیا و علم از حضرت عزت بحضرت آدم (ع) : چون ز عزّت خلعت آدم بداد
قال النبی صلی الله علیه و آله: «انت اخی فی الدنیا و الاخرة وانت منی بمزلة هرون من موسی» : پس مبارک گفت احمد شاه را
تشویق نمودن مستعداد بولایت حضرت شاه مردان : چون بدین مصطفی همره شوی
تنبیه ارباب غفلت، و بیان احوال و دریافت خود، و نصیحت نمودن غافلان : ای تو غافل از درون و از برون
عقد اخوت مصطفی با مرتضی : گفت روزی مصطفی اصحاب را
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «التعظیم لامر الله والشفقة علی خلق الله» : تا که ایمانت شود محکم از او
سؤال نمودن خواجه ابوالحسن نوری سبب مخالفت معاویة بن ابی سفیان علیه اللعنه و بیان نمودن آن را : خواجهٔ نوری بما همخانه بود
قال النبی صلی الله علیه و آله: «من زار ولدی بطوس فکانما زاربیت الله سبعین مرة» : این سخن باشد بقول مصطفی