حکایت بر روح صاحب الولایة و بیان آنکه هر که او را شناخت، صاحب دل است و هرکه او را نشناخت گرفتار آب و گل : یا امیرالمؤمنین این بندهات
تربیت نمودن بطلب هدایت و بیان آنکه مراد از کلمه التعظیم لامر الله فرمان بردن ولایت امیر است و تعظیم نمودن آن و شفقت نمودن برخلق بتعلیم آن : ای پسر گویم ترا آثار خیر
و قال علیه السلام: «اللهم وال منوالاه و عاد من عاداه و انصر من نصره واخذل منخذله والعن علی من ظلمه» : چون پیمبر کرد این معنی ادا
بخ بخ لک یا اباالحسن اصبحت مولای و مولا کل مؤمن و مؤمنة : من ولای تو بجان کردم قبول
قال النبی صلی الله علیه و آله: «انا مدینة العلم و علی بابها» : مرتضی و آل او یک مظهرند
قال جل و علا: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» : پس نبی فرمود منبر ساختند
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «یا ایهاالناس الست اولی بکم من انفسکم» قالوا بلی یا رسول الله قال: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» : جمله گفتند از طریق مهتری
قال الله تبارک وتعالی: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً» : من بگویم آنچه مقصود خداست
قوله تعالی: «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون» : گفت پیغمبر به یاران این سخن
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «کنت مع الانبیاء سراومعی جهراً» : چون ولایت کرد در عالم ظهور