شمارهٔ ۴۰۷ – سلطان سنجر را گوید : ای جهان را عدل تو آراسته
شمارهٔ ۳۹۲ – در شکایت : من از تاثیر این گردنده گردون
شمارهٔ ۴۰۸ – در ذم فتوحی شاعر : ای بر در بامداد پندار
شمارهٔ ۳۹۳ – از بزرگی مسحی و رانین خواهد : حسام دولت و دین ای خدای داده ترا
شمارهٔ ۴۰۹ – شراب خواسته : یک دو منک می سه تن به چار جوانب
شمارهٔ ۳۹۴ – در مدح : ای جوان بخت پیر ملت و ملک
شمارهٔ ۴۱۰ : وزیر ملکپرور صدر دنیی
شمارهٔ ۳۹۵ – در مذمت دشمنان صاحب : چهار چیز ز ارکان بارگاه تو باد
شمارهٔ ۴۱۱ – حضور دوستی خواهد : ای زمین را ز بهر خدمت تو
شمارهٔ ۳۹۶ – فی اقتراح الذهب : ای فلک قدری که در انگشت قدر و همتت