شمارهٔ ۲۶۲ : ای برادر پند من بشنو اگر خواهی صلاح
شمارهٔ ۲۶۳ – قبا از بزرگی خواسته : ای برقد تو راست قبای سخا و جود
شمارهٔ ۲۶۴ : با خار قناعت ار بسازی یکبار
شمارهٔ ۲۶۵ – مطایبه ملکشاه پدر سلطان سنجر با مرد اعرابی : حکایت است به فضل استماع فرمایند
شمارهٔ ۲۶۶ – در عذر تقصیر نرفتن پیش ممدوح : گر بنده به خدمتت نیامد
شمارهٔ ۲۶۷ : آ زاده گر کریم نیابد ورا چه عجب
شمارهٔ ۲۶۸ – از ممدوح التماس کفش به معما کرده است : ای مستفاد لطف تو اقبال آسمان
شمارهٔ ۲۵۲ – شراب خواهد : ای بزرگی که رای روشن تو
شمارهٔ ۲۶۹ : من و سه شاعر و شش درزی و چهار دبیر
شمارهٔ ۲۵۳ : بر کار جهان دل منه ایرا که نشاید