تمامی سخن : دگر بار آن بت از خواری پشیمان
نامهٔ دهم از زبان معشوق به عاشق : زهی! از جام مهرت مست گشته
غزل : که روز غم بسر خواهد شد آخر
مثنوی : که یار بیوفا با مهر شد جفت
شنیدن عاشق سخن معشوق را : چو آمد نامهٔ معشوق چالاک
خلاصهٔ سخن : چه باک؟ امروز اگر ره دور باشد
حکایت : شنیدم حاجییی احرام بسته
تمامی سخن : اگر نتوان به دیر و زود کردن
در خاتمت کتاب : در آن مدت، که بود از محنت تب
نامهٔ نهم از زبان عاشق به معشوق : دگر بوی بهار آوردهای، باد