غزل : ز جام عاشقی مستم دگر بار
نامهٔ هفتم از زبان عاشق به معشوق : سبک خیز، ای نسیم نوبهاری
فرد : برآرم دست تا رویت به غارت
غزل : چو با من رای پیوندی نداری
رسیدن نامهٔ عاشق به معشوق : چو گوش ماهرخ پر شد ز زاری
مثنوی : به بوی وصل بودم شادمانه
خلاصهٔ سخن : ز بهر آنکه ناچارست دیدن
شنیدن معشوق سخن عاشق : به دست قاصدی داد این حکایت
حکایت : بپرسیدند از محمود غازی:
خلاصهٔ سخن : نباید دوستان را دل شکستن