حکایت : کسی فرهاد را گفتا: کزین سنگ
تمامی سخن : سمن بر تند شد از گفتن او
نامه ششم از زبان معشوق به عاشق : اگر صد چون تومیرد غم ندارم
غزل : همان سنگین دل نامهربانم
مثنوی : نخواهی گشت با وصلم هم آواز
غزل : مشو عاشق، که جانت را بسوزد
شنیدن عاشق سخن معشوق را : به زودی قاصدی این نامه چون باد
فرد : نخواهم با تو پیوستن به یاری
خلاصهٔ سخن : برای او چه باشی اشک ریزان؟
غزل : تومینالی و کس را زان خبر نه