فرد : مرا جویی و از من دور مانی
رسیدن نامهٔ معشوق به عاشق : چو بشنید این حدیث از هوش رفته
خلاصهٔ سخن : ضرورت خود یقینست این و آن را
حکایت : خبر دادند مجنون را که: لیلی
تمامی سخن : دگر نوبت، چو باد نوبهاری
نامه سوم از زبان عاشق به معشوق : مگر با ما سر یاری نداری؟
غزل : نمییابم برت چندان مجالی
فرد : بگویم با تو سر سینهٔ خویش
رسیدن نامهٔ عاشق به معشوق : چو آن شیرین سخن این نامه بر خواند
مثنوی : غلامی میکنم تا زنده باشم