رباعی شمارهٔ ۱۸۴۴ : حیف است که پیش کر زنی طنبوری
رباعی شمارهٔ ۱۸۲۹ : چشمان خمار و روی رخشان داری
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۵ : خواهی که حیات جاودانه بینی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۰ : چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۶ : خواهی که در این زمانه فردی گردی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۱ : چشم مستت ز عادت خماری
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۷ : خود را چو دمی ز یار محرم یابی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۲ : چندان گفتی که از بیان بگذشتی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۳ : چون جمله خطا کنم صوابم تو بسی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۴ : چون خار بکاری رخ گل میخاری