رباعی شمارهٔ ۱۸۳۵ : چون ساز کند عدم حیات افزائی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۶ : چونست به درد دیگران درمانی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۷ : چون شب بر من زنان و گویان آئی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۸ : چون کار مسافران دینم کردی
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۹ : چون مست شوی قرابه بر پای زنی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۰ : چون ممکن آن نیست اینکه از بر ما برهی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۱ : چونی ای آنکه از جمال فردی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۲ : چون نیشکر است این نیت ای نائی
رباعی شمارهٔ ۱۸۴۳ : حاشا که به ماه گویمت میمانی
رباعی شمارهٔ ۱۸۱۲ : تا چند ز جان مستمند اندیشی