قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۵ : نگه کن سحرگه به زرین حسامی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۶ : ایا همیشه به نوروز سوی هر شجری
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۷ : مردم اگر این تن ساسیستی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۸ : چنین زرد و نوان مانند نالی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۹ : دلیت باید پر عقل و سر ز جهل تهی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰ : بینی آن باد که گوئی دم یارستی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۵ : آن جنگی مرد شایگانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۶ : دیوی است جهان پیر و غداری
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۷ : اگر زگردش جافی فلک همی ترسی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۸ : آن قوت جوانی وان صورت بهشتی