قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵ : اگر با خرد جفت و اندر خوریم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶ : من دگرم یا دگر شدهاست جهانم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷ : از صحبت خلق دل گسستم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸ : دوش تا هنگام صبح از وقت شام
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ : ای دل و هوش و خرد داده به شیطان رجیم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۰ : از دهر جفا پیشه زی که نالم؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹ : پانزده سال برآمد که به یمگانم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰ : این چه خلق و چه جهان است، ای کریم؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ : به راه دین نبی رفت ازان نمییاریم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲ : بسی رفتم پس آز اندر این پیروزه گون پشکم