قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ : ای کهن گشته تن و دیده بسی نعمت و ناز
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ : ای تو را آروزی نعمت و ناز
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ : کسی پر خانه دشتی دید هرگز
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ : ای خداوند این کبود خراس
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ : ای بستهٔ خود کرده دل خلق به ناموس
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰ : مرد را خوار چه دارد؟ تن خوش خوارش
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ : ای به هوا و مراد این تن غدار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ : یکی خانه کردند بس خوب و دلبر
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ : ای زده تکیه بر بلند سریر
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ : ای خوانده بسی علم و جهان گشته سراسر،