قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۱ : ای متحیر شده در کار خویش
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۲ : پشتم قوی به فضل خدای است و طاعتش
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۳ : چه بود این چرخ گردان را که دیگر گشت سامانش؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۴ : نگذاشت خواهد ایدرش
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۵ : صعبتر عیب جهان سوی خرد چیست ؟ فناش
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۶ : چون گشت جهان را دگر احوال عیانیش؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ : برآمد سپاه بخار از بحار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ : نگه کن زده صف دو انبوه لشکر
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ : پند بدادمت من، ای پور، پار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ : نشنودهای که دید یکی زیرک