قصیدهٔ شمارهٔ ۹۹ : این زرد تن لاغر گل خوار سیه سار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۰ : اصل نفع و ضر و مایهٔ خوب و زشت و خیر و شر
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱ : بر دشمنی دشمنت چو دیدی
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ : بر ره مکر و حسد مپوی ازیراک
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ : نبینی بر درخت این جهان بار
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴ : برکن زخواب غفلت پورا سر
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱ : جز که هشیار حکیمان خبر از کار ندارند
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ : نندیشم از کسی که به نادانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ : مردم سفله به سان گرسنه گربه
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ : این دهر باشگونه چو بستیزد