قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ : چو تنها بوی گربهات مونس آید
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ : ز بند آز به جز عاقلان نرستهستند
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷ : از بهر چه این خر رمه بیبند و فسارند؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ : وعدهٔ این چرخ همه باد بود
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۹ : فرو مایه چون سیر خورده بباشد
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۰ : گویمت چگونه شود زنده کو هلاک شود:
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ : تا مرد خر و کور کر نباشد
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ : ای شده چاکر آن درگه انبوه بلند
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ : ای خواجه جهان حیل بسی داند
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ : هوشیاران ز خواب بیدارند