قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ : جان و خرد رونده بر این چرخ اخضرند
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ : بالای هفت چرخ مدور دو گوهرند
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ : چند گردی گردم ای خیمهٔ بلند؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ : ای هفت مدبر که بر این پرده سرائید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ : چند گوئی که؟ چو ایام بهار آید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ : در درج سخن بگشای بر پند
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ : از اهل ملک در این خیمهٔ کبود که بود
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ : یکی بیجان و بیتن ابلق اسپی کو نفرساید
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ : این جهان بیوفا را بر گزیدو بد گزید
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ : مردم نبود صورت مردم حکما اند