بخش ۳۳ – باز آوردن شاپور شیرین را پیش مهین بانو : چو شیرین را ز قصر آورد شاپور
بخش ۳۴ – گریختن خسرو از بهرام چوبین : کلید رای فتح آمد پدید است
بخش ۳۵ – بهم رسیدن خسرو و شیرین در شکارگاه : چنین گوید جهان دیده سخنگوی
بخش ۳۶ – اندرز و سوگند دادن مهین بانو شیرین را : چو دهقان دانه در گل پاک ریزد
بخش ۳۷ – صفت بهار و عیش خسرو و شیرین : چو پیر سبز پوش آسمانی
بخش ۳۸ – شیرکشتن خسرو در بزمگاه : ملک عزم تماشا کرد روزی
بخش ۳۹ – افسانه گفتن خسرو و شیرین و شاپور و دختران : فرو زنده شبی روشنتر از روز
بخش ۴۰ – افسانهسرائی ده دختر : فرنگیس اولین مرکب روان کرد
بخش ۲۱ – نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم : چو بر زد بامدادن بور گلرنگ
بخش ۲۲ – نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم : شباهنگام کاین عنقای فرتوت