بخش ۲۳ – پیدا شدن شاپور : برآمد ناگه مرغ فسون ساز
بخش ۲۴ – گریختن شیرین از نزد مهین بانو به مداین : چو برزد بامدادان خازن چین
بخش ۲۵ – دیدن خسرو شیرین را در چشمه سار : سخن گوینده پیر پارسی خوان
بخش ۲۶ – رسیدن شیرین به مشگوی خسرو در مداین : فلک چون کار سازیها نماید
بخش ۲۷ – ترتیب کردن کوشک برای شیرین : چو شیرین در مداین مهد بگشاد
بخش ۲۸ – رسیدن خسرو به ارمن نزد مهین بانو : چو خسرو دور شد زان چشمه آب
بخش ۲۹ – مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور : یکی شب از شب نوروز خوشتر
بخش ۳۰ – رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین : خوشا ملکا که ملک زندگانی است
بخش ۱۵ – عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز : قضا را از قضا یک روز شادان
بخش ۱۶ – شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدر : چو خسرو دید کان خواری بر او رفت